Just Input
Sunday, August 20, 2006
پنج نقل قول و یک نتیجه‌گیری
1
"بنده به بیشتر روشنفكران نیمه متجدد و مسلمان توجه زیادی ندارم و اصالتی در فكر آنان نمی بینم... بنده بیشتر این نوع متفكران را یك نوع متفكر غربی درجه دوم می دانم كه مانند اسلاف متجدد خود، از محمد عبده گرفته به بعد، تاثیری در آینده اسلام نخواهند داشت."
از متن مقاله دکتر سید حسن نصر در همایش دین و مدرنیت

2
"تجربه اسلام در دوران مدرن، چندان متفاوت با تجربه مسیحیت و یهودیت نخواهد بود. برخلاف پندار و كوشش سنت گرایان كه رجعتی خام و ناممكن به گذشته را خواستارند و البته آن را در جامعه ای از الفاظ پرطمطراق می پوشانند و سر حلقه آنان كه روزگاری از دفتر فرح پهلوی با تلسكوپ اشراق به دنبال امر قدسی در آسمان حكمت خالده می گشت، اینك پرمدعا تر از همیشه به مدد مداحان و شاگردان دیرین خود به میدان آوازه جویی پا نهاده است."
از متن سخنرانی دكتر عبدالكریم سروش در همایش دین و مدرنیت

3
"این نزاع، خاستگاهی معرفتی دارد و می تواند در مورد هر پرسش دیگری و در میان هر دو متفكری پدید بیاید و تا اینجای كار هیچ اتفاق غریبی رخ نداده است. نكته اینجا است كه اندیشمندان تا چه اندازه مجازند در نزاع های معرفتی دست به دامان استدلال های غیر معرفتی شوند مخاطبان عام نزاع های معرفتی در سرزمین ما، از آغاز تاكنون، بیش از آنكه دلمشغول پرسش فلسفی باشند در پی این بوده اند كه ببینند چه كسی از پس دیگری برآمده است و كدام روشنفكر، دماغ دیگری را بر خاك مالیده است....به این فرضیه و نظریه دامن زد كه بخش عظیمی از نزاع های فكری در سرزمین ما برخاسته از دلگیری ها و ناخرسندی های «شخصی» است. مخاطب جدی تر آثار این بزرگان نیز با اندكی تامل می توانست دریابد كه گویا اساسا برخی از این اساتید، حتی نیم نگاهی به آثار طرف مقابل نداشته اند و به جنگ دشمنی رفته اند كه چه بسا در عالم نظر، از بسیاری دوستان عالم عمل به آنها نزدیك تر است...اظهارنظر یك متفكر درباره آرا و حتی شخصیت متفكری دیگر، جذاب و شنیدنی است. اما دامن زدن به واكاوی پیشینه افراد و از حاشیه به متن آوردن اتفاقات شخصی، كه بیش از آنكه حاصل اندیشه های اندیشمندان باشد، برخاسته از اقتضائات تاریخی است، چه بر سر مخاطبانی می آورد كه سرگشته و حیرت زده چشم بر دهان نخبگان و اندیشمندانشان دوخته اند روزها می گذرند و از تمام این منازعات شخصی، تنها خاطره ای دور به جا می ماند."
حمیدرضا ابك در شرق

4
"هدف اصلی مقاله او نقد سنت گرایی و به طور مشخص نقد شخص سیدحسین نصر بود كه سروش سابقه اش را تا دفتر فرح پهلوی رصد كرد. از این آموزش اخلاقی استاد كه بگذریم اما آقای سروش در هیچ كجای بحث لازم نمی دید عقایدی را كه در سنت گرایان نقد می كند چنان كه خود آنان گفته اند نقل كند، ارجاع دهد یا بازآرایی كند تا شنونده روایت او، به نحوی مستند این عقیده را از او بپذیرد كه سنت گرایی در نهایت منجر به «بنیان گرایی خشن» می شود...در سالن سخنرانی جوانی پشت سر من نشسته بود كه پس از اتمام قرائت متن سروش با شعف به دوستانش می گفت «دیدید چه طوری زد به نصر»"
علی معظمی در شرق

5
"اما گفت وگوی نصر و سروش اگر اندكی پاكیزه تر باشد و عمومی تر می تواند بركات بسیاری داشته باشد. ای كاش نصر مجال سفر و بازگشت به ایران می یافت و سروش مجوز اقامت و ماندگاری در كشور. ای كاش هر دو آنان در حسینیه ارشاد یا هر جای دیگری رودرروی یكدیگر می نشستند و از شرم حضور هم بی نیاز از تهور قلم و پیام و گفت وگوی غیرحضوری حرف های دقیق تری درباره سنت گرایی و نوگرایی می زدند."
محمد قوچانی در سرمقاله شرق


نتیجه:
این چند نقل قول را شاهد نوشته قبلی‌ام آوردم. هر سه مقاله شرق در این مورد خواندنیست ( و همینطور مصاحبه دکتر سروش در همین شماره که پر است از این کوچک شمردن ها و حمله های شخصی به دیگران!). وقتی که سرآمدان تفکر و فلسفه ایران امروز این گونه هم دیگر را نقد می‌کنند٬ از بقیه چه انتظار می‌توان داشت؟!


در همین زمینه:

+ پارسانوشت
+ محمود فرجامى
1 Comments:
سلام. خوشحالم كه راديو زمانه كمك كرد تا شما را بيابم. من هم يك پست جامع و طولاني در مورد زمانه نوشتم كه دعوتتان مي‌كنم بخوانيد